نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی | نمونه نتیجه گیری

2
نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی

نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی

در راستای آموزش نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی در این بخش نمونه نتیجه گیری پایان نامه که در سال 1402 در دانشگاه ازاد یزد دفاع شده است ارائه شده است.

علاقه مندان به نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی می توانند با ذکر منبع از این نمونه در نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی خود استفاده نمیاند.

در صورت نیاز به مشاوره در زمینه نگارش پایان نامه روانشناسی بالینی با ما در ارتباط باشید.

نتیجه ­گیری

مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی است که در آن غلاف‌های میلین سلول‌های عصبی در مغز و نخاع آسیب می‌بینند. این آسیب‌دیدگی می‌تواند در توانایی بخش‌هایی از سیستم عصبی که مسئول هدایت هستند اختلال ایجاد کند و باعث به وجود آمدنِ علائم و نشانه‌های زیادِ جسمی شود. مولتیپل اسکلروزیس به چند شکل ظاهر می‌شود، علائم جدید آن یا به صورت عودِ مرحله‌ای (به شکل برگشتی) یا در طولِ زمان (به شکل متناوب) اتفاق می‌افتد. ممکن است در بین عود، نشانه بیماری به کلی از بین برود؛ با این وجود مشکلاتِ عصبیِ دائمی به ویژه با پیشرفتِ بیماری در مراحلِ بعدی به‌طورِ مداوم اتفاق می‌افتد(لوبلین و رینگلد، 1997).

اگرچه علت بیماری مشخص نیست اما مکانیزمِ اصلیِ برای آن آسیب زدن توسط سیستم ایمنی بدن یا اختلال در سلول‌های تولیدکننده غلافِ میلین است. دلایل ارائه شده در مورد این مکانیزم‌ها شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی مانند عفونت است. معمولاً مولتیپل اسکلروزیس بر اساس نشانه‌ها و علائم و نتایج آزمایش‌های پزشکی تشخیص داده می‌شود. پیشترها درمانِ مشخصی برای مولتیپل اسکلروزیس وجود نداشت تا اینکه محققانِ کانادایی موفق به درمانِ آن شدند. درمان‌های موجود به منظور بهبود عملکرد بدن پس از هر حمله و جلوگیری از حملات جدید صورت می‌گیرد. اگرچه داروهایی که برای درمان مولتیپل اسکلروزیس تجویز می‌شود اندکی مؤثرند اما دارای اثرات جانبی هستند و تحمل آن دشوار است. با وجود اینکه شواهدی در مورد اثربخشی درمان‌های جایگزین مولتیپل اسکلروزیس وجود ندارد، بسیاری از مردم به دنبال آن درمان‌ها هستند. پیش‌بینی نتیجه دراز مدت درمان بسیار دشوار است، اما نتیجه قابل قبول بیشتر در زنان، افرادی که در سنین پایین‌تر به این بیماری مبتلا شده‌اند، افرادی که در آن‌ها دوره‌های عود مشاهده می‌شود و افرادی که آن‌ها در مراحل اولیه حمله‌های کمی را تجربه کرده‌اند مشاهده می‌شود. امید به زندگی افراد دارای مولتیپل اسکلروزیس ۵ تا ۱۰ سال کمتر از دیگران است. فرد دارای مولتیپل اسکلروزیس همه علائم یا نشانه‌های عصب شناختی را دارد؛ رایج‌ترین این نشانه‌ها مشکلات دستگاه عصبی خودگردان، مشکلات دیداری، مشکلات حرکتی و مشکلات حسی می‌باشند(امپوفو و چیمهنگا، 2023).

علائم خاص از طریق محل‌های زخم در سیستم عصبی مشخص می‌شوند و شامل کم بساوایی یا خواب‌رفتگی مانند مور مور شدن، اسپاسم، ضعف عضلات، واکنش‌های غیرارادی، گرفتگی عضلات یا ناتوانی در حرکت، ناتوانی در هماهنگی و تعادل ناهماهنگی عضلات، مشکل در صحبت کردن، مشکلات دیداری (جنبش کره چشم، کاهش دید یا دوبینیاحساس خستگی، درد شدید یا درد مزمن و مشکل در ادرار و مدفوع می‌باشد. دشواری در فکر کردن و مشکلات عاطفی مانند افسردگی یا ناخویشتن‌داری عاطفی نیز در بین مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس رایج است (امپوفو و چیمهنگا، 2023).

می‌توان گفت که دشواری‌های روانشناختی بیماران مبتال به مولتیپل اسکلروزیس کمتر از مشکلات فیزیولوژیکی آنها مورد توجه قرارگرفته است. این در حالی است که مطالعه ماریک و همکاران (2021) نشان داد که اختلالات روانپزشکی و بیماری‌های قلبی عروقی بیشترین همبودی را با بیماری مولتیپل اسکلروزیس دارند. از دیگر مشکلات روانشناختی که می‌تواند بر سلامت روان بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس اثر منفی بگذارد، نشخوار فکری است. نشخوار فکری به عنوان اشتغال دائمی به اندیشه یا موضوعی و تفکر درباره آن شناخته شده و طبقه‌ای از افکار آگاهانه است که حول محوری مشخص می‌شود. این افکار تکرارشونده، به‌ طور غیرارادی وارد آگاهی می‌شوند و توجه و اهداف را منحرف می‌سازند.  درواقع نشخوار فکری مجموعه‌ای از افکار منفعلانه بوده که جنبه تکراری دارد و بر علل و نتایج علائم متمرکز است. همچنین مانع حل سازگارانه شده و افکارمنفی را افزایش می‌دهد. نشخوار فکری می‌تواند زیربنای شناختی بیماران باشد. شامل افکاری است که به طور پایان‌ناپذیری مرورشده و به ناامیدی درباره آینده و ارزیابی‌های منفی درباره خود دامن می‌زنند. این افکار بر خُلق اثر داشته و انگیزش بیمار را تحت تاثیر قرار می­دهند. در نتیجه بر کیفیت زندگی آن­ها تاثیر می­گذارد(جورمان، 2006).

نشخوار فکری، به معنای فکر کردن بیش‌ازحد، درباره تجربیات و احساسات منفی است که درگذشته برای فرد پیش‌آمده است. برای مثال، فردی که دچار ترومای روانی شده است، نمی‌تواند از فکر کردن درباره اتفاق ناراحت‌کننده‌ای که افتاده است، دست بردارد. نشخوار فکری، علامتی شایع در طیف وسیعی از بیماری‌های روانی است. خود این افکار منفی و آزاردهنده هم، می‌توانند شدت اختلالات روانی مختلف را تشدید یا زمینه ابتلا به این اختلالات را فراهم کنند. عوارض ناشی از آن‌هم تنها به ‌سلامت روان محدود نمی‌شود و می‌تواند سلامت جسمی فرد را هم تحت‌تأثیر قرار دهد.

نشخوار فکری همچنین می‌تواند زیربنای شناختی بیماری­ها باشد و شامل افکاری است که به طور پایان‌ناپذیری مرور شده و به ناامیدی درباره آینده و ارزیابی‌های منفی درباره خود دامن می‌زنند (مالیور، هار و هارت ، 2018) و یکی از اهداف اصلی درمانی در بیماران جسمی مزمن کشف و شناسایی نشخوارهایی است که فرآیند سازگاری با بیماری را تحت تأثیر قرار داده است؛ لذا توجه بالینی به این مفهوم در بیماران مبتال به مولتیپل اسکلروزیس واجد اهمیت است. امروزه برای کنترل کاهش مشکلات بیماران مولتیپل اسکلروزیس در کنار درمان‌های دارویی، به درمان‌های غیردارویی ازجمله به مداخلات شناختی رفتاری توجه می­شود که می­تواند تاثیرات شگرفی بر کاهش مشکلات این افراد داشته باشد.

در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط باورهای فراشناختی و کمال گرایی با نشخوار فکری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در شهر یزد انجام شد. انجام پایان نامه روانشناسی حاضر از لحاظ روش یک پژوهش بنیادی محسوب می­شود. در این پژوهش 60 نفر از افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به صورت در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه­های مورد نظر جواب دادند. داده­ها با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بین نشخوار فکری و باورهای فراشناختی و همچنین بین نشخوار فکری و کمالگرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد باورهای فراشناختی و کمالگرایی قادر به پیش­بینی نشخوار فکری در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می­باشد.

از آنجایی که نشخوار فکری در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس منجر به بدتر شدن علائم و نشانه­های آن­ها می­شود و با توجه به این یافته­ها می­توان چنین نتیجه گرفت که با به کارگیری روش­ها و فنون مختلف می­توان کمالگرایی و باورهای فراشناختی را در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس تعدیل کرده و از این طریق تا حدی میزان نشخوار فکری را در آنان کاهش داد. در این راستا تحقیقات نشان داده­اند که درمان مبتنی بر شفقت، درمان شناختی- رفتاری، درمان هیجان مدار، بازی درمانی آدلری و … می­تواند تاثیر معناداری بر کاهش کمالگرایی در افراد داشته باشد. همچنین تحقیقات نشان داده است که درمان فراشناختی، درمان هیجان مدار، درمان شناختی مبتنی بر ذهن­آگاهی و … می­تواند در تعدیل باورهای فراشناختی نقش موثری داشته باشد.

بنابراین روانشناسان و درمانگران می­توانند با به کار گیری این فنون درمانی کمک قابل توجهی به افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در جهت کاهش نشخوار فکری داشته باشند.

مدیریتمشاهده نوشته ها

Avatar for مدیریت

انجام رساله دکتری انجام پایان نامه ارشد مدیریت عمران روانشناسی علوم انسانی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *