نگارش پایان نامه مدیریت دانش
در راستای آموزش نگارش پایان نامه مدیریت دانش در این بخش سعی در ارائه نمونه فصل 1 پایان نامه داریم تا علاقه مندان به نگارش پایان نامه مدیریت دانش با این بخش از نگارش پایان نامه مدیریت دانش بیشتر آشنا شوند.
نگارش پایان نامه مدیریت دانش در سال 94 در دانشگاه آزاد به سرانجام رسیده است. علاقه مندان به نگارش پایان نامه مدیریت دانش می توانند با ذکر منبع از این نمونه در نگارش پایان نامه مدیریت دانش خود استفاده نمایند.
در صورت نیاز به مشاوره در زمینه نگارش پایان نامه مدیریت با ما در ارتباط باشید.
فصل 1
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
امروزه بسیاری از سازمانها به دنبال بهبود عملکرد هستند. با توجه به تقاضای زیاد محصولات و خدمات سازمانها و نیز تغییرات محیطی فراوان، نه تنها محصولات و چگونگی عرضه آن اهمیت دارد، بلکه به کاربرد ابزار و اقدامهای مناسب با اهداف سازمان در قبال منابع انسانی و اهداف سازمانی و عملکردی مانند تحقق مأموریتهای سازمانی و چشماندازهای سازمان نمود بیشتری یافته است. از اینرو توجه به عوامل انسانی در راستای برآورده کردن اهداف و مأموریتهای سازمانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. مدیریت مؤثر و موفق منابع انسانی سبب بهبود کارایی و اثربخشی سازمان میشود. مدیریت بهتر برای بهبود کیفیت خدمات، هنگامی رخ میدهد که رهبری سازمان و ابزار مدیریت منابع انسانی مؤثر باشند. مدیریت منابع بر اقدامات اثربخش و مؤثری مبتنی است و میتوان با استفاده مؤثر از افراد به اهداف فردی و سازمانی دست یافت فرایند مدیریت مؤثر افراد در سازمان از طریق ایجاد و گسترش محیط کاری اثربخش توسعة مشارکت کارکنان و تسهیم موفقیتهای مادی و معنوی در سازمان به کمک کارکنان امکان پذیر میشود و مدیریت مؤثر موجودیهای سازمان از طریق طراحی مجدد محصولات و خدماتی که عرضه میکند، به دست میآید.
سازمانها برای انجام دادن امور سازمانی خود علاوه بر معیارهای سازمانی و قانونی به مجموعهای از رهنمودهای سازماني و ارزشی نیاز دارند که آنان را در رفتارها و اعمال اداری یاری دهد و نوعی هماهنگی و وحدت رویه را در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی و عمومی میسر میسازد. يكي از عوامل مهم در شكل گيري ارتباطات درون سازماني و شرايط كاركنان، جو اخلاقي است كه تأثیر قابل ملاحظهای در بهره وري سازماني دارد. یک سازمان به منظور برتری یافتن بر سایر سازمانها باید منابع انسانی را توسعه دهد و میزان اطلاعات و دانش در دسترس را افزایش دهد. کارکنان و دانشی که در سرآنهاست، منابع بسیار ارزشمندی برای سازمانها هستند. دانش و چگونه دانستن منابع استراتژیک سازمان هستند که باید مدیریت شود و توسعه داده شوند. از این رو یادگیری سازمانی و تولید دانش در طول چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
موضوع مدیریت اشتراک دانش به ویژه در دانشگاهها که خود منبع تولید دانش هستند، به خصوص با توجه به تنوع گروههای تخصصی موجود در آن و همچنین وجود سه گروه با ویژگیهای متفاوت (دانشجویان، استادان و کارکنان) از اهمیت ویژهای برخوردار است. عوامل متعددی میتواند بر رفتار اشتراک دانش در میان اعضای هیات علمی دانشگاه تاثیر بگذارد. با توجه به این کسئله یکی از راهکارهایی که به نظر میرسد میتواند در شناسایی عوامل موثر و پیش بینی رفتار مدیریت اشتراک دانش موثر واقع شود وجود جو سازمنای است. جو سازمانی یکی از عوامل محیطی منجر به اشتراک گذاری دانش برای آن دسته از افرادی است که در سطح انگیزشی ذاتی در آنها پایین است در مقابل جو سازمانی در آن دسته از کارکنانی که علاقه خاصی به اشتراک دانش دارند منعکس میشود. حتی در شرایطی که یک محیط همکاری ایجاد میکنند. در رفتارهای مدیریت اشتراک دانش شرکت میکنند. جو سازماني سازمانها برای ایجاد سازمانهای اخلاقي و تقویت رفتارهای اخلاقيتر میان اعضای سازمانها در آینده دارای اهمیت است. مدیریت اشتراک دانش و جو سازماني موضوعاتی هستند که اجراي موفقیت آمیز آنها نیازمند نگرش همه جانبه و فراگیر به عوامل درگیر آنها است. یکی از این عوامل اصلی، نیروي انسانی میباشد. رعایت اخلاقيات از سوي نیروي انسانی میتواند به ارتقا عملکرد شغلی و هر چه بهتر پیاده سازي مدیریت دانش کمک نماید.
در عصری که از آن به جامعه دانش مدار و اقتصاد دانش مدار یاد میشود، پیاده سازی صحیح مدیریت دانش تنها مختص به سازمانها و بنگاهها اقتصادی نیست، بلکه دانشگاهها نیز به عنوان یکی از مراکز خلق و اشاعه دانش میتوانند از آن بهره ببرند. دانشگاهها و مؤسسههای آموزش عالی، هم چون سایر سازمانهای درگیر در امر مدیریت دانش از یک طرف با چالشهایی هم چون فشارهای مالی، رشد سریع فناوری، نقش در حال تغییر کارکنان، ارزشهای رقابتی و در کل تغییر سریع مواجهاند و از طرف دیگر، در تلاش برای دستیابی به اهداف اساسی خود یعنی، آموزش، پژوهش و خدمت رسانی به جامعه هستند. برخورد صحیح با چالشها و دستیابی به اهداف تنها در صورتی امکان پذیر است که دانشگاه بتواند آگاهانه و به روشنی فرایندهای مرتبط با خلق دانش را مدیریت کند و راه حل آسانی برای پذیرش عقاید و فرایندهای مرتبط با مدیریت دانش داشته باشد (آدینه قهرمانی و همکاران،۱۳۹۰). برای پرداختن به این مهم ایجاد جو و فضایی مناسب در مراکز آموزش عالی و دانشگاهها در اولویت قرار میگیرد، جو مطلوب و مساعد در هر سازمان نیز میتواند شکوفایی و رشد این روحیه را در کارکنان آن سازمان فراهم آورد، نبود جو مناسب باعث از بین رفتن روحیه رشد در کارکنان خواهد شد و با توجه به اینکه مدیریت دانش استفاده از تجربه و دانش فردی و جمعی از طریق فرآیند تولید دانش، تسهیم دانش و به کار گیری آن به کمک فناوری به منظور دستیابی به اهداف سازمانی میباشد و جو سازمانی میتواند بر اعضای سازمان تأثير شگرف بگذارد و صاحب نظران جو سازمانی را متلاطم ارزیابی میکنند و بر این باورند که کارکنان باید بتوانند به سهولت خود را با تحولات مستمر و تلاطمات محیط جدید کار، تطبیق دهند و فشار برای بهره وری بیشتر و تمایل به درس گرفتن از موفقیت دیگران، دانش آنها و بهبود مستمر، موضوعاتی هستند که نمیتوان به سادگی از آنها چشم پوشید. از این رو همواره از همه افراد سازمان خواسته میشود که علی رغم فشار تغییرات و تنیدگی، موفقیت کسب کنند. جو سازمانی به مجموعهای از خواص محیط کار گویند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط کارکنان درک شده، و نیروی عمدهای است که در آن سازمان میباشد و به مجموعهای از ویژگیهایی اطلاق میشود که یک سازمان را از سازمان دیگر متمایز میسازد، هم چنان که شخصیت به خصوصیات اساسی فرد اشاره دارد، جو نیز به ویژگیهای پایدار سازمانها مربوط است (علاقهبند، ۱۳9۹).
2-1-بیان مساله
عصر ما عصر شتاب، سرعت و دگرگونی است. موج این تغییرات، زندگی همه ما را خواسته و نا خواسته تحت تأثیر قرار خواهد داد. از این رو جامعهای در جهت سازگاری با تغییرات و رقابت جهانی پیشتاز خواهد شد که از نیروی انسانی ماهر و متخصص، خلاق، خود باور و دانش مدار برخوردار باشد. این روحیه در کشور ما نیازمند یک نظام آموزشی پویا و مترقی است (سجادی، ۱۳99). بنابر این، با نظر به درک اهمیت این موضوع که در عصر فناوری اطلاعات، دانشگاه به عنوان یک سازمان آموزشی بخش عظیمی از فعالیتهای مربوط به دانش را انجام میدهد لازم است جایگاه مدیریت دانش در نظام آموزش عالی تصریح شود (رضازاده، ۱۳9۳). از اوایل ۱۹۹۰ مدیریت دانش به عنوان رویکردی نوین جهت بهره برداری و توسعه سرمایههای یک سازمان با هدف پیشبرد اهداف یک سازمان ظهور کرد (بت[1]، 2002). مدیریت دانش مجموعهای از رویههایی است برای خلق و به اشتراک گذاری دانش در سازمان که دستیابی به مأموریت و اهداف سازمان را به حداکثر میرساند (تاونلی[2]، 2001). مدیریت دانش روی خلق ارزش تأکید میکند و به معنای اداره کردن دانش موجود و تبدیل آن به دانش مفید در سازمان است و دو جزء مهم دارد؛ اداره دانش و افزایش توانایی برای خلق دانش جدید و نو آوری که منجر به اهمیت یافتن یادگیری و یادگیری زدایی میشود، در این ارتباط مالهوترا[3] (2005) بیان میکند مدیریت دانش فرایندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری، خلق، گسترش و کاربرد دانش مهارتهای مورد نیاز را کسب میکنند. دانش به عنوان ابزاری قدرتمند جهت مشارکت کشورهای در حال توسعه در انقلاب دانشی به شمار میرود که نقش تعیین کنندهای در کاهش فاصله بین کشورها دارد.
از آنجا که دنیای امروز، دنیای تغییر اطلاعات و دانش میباشد ضروری است که سازمانها قابلیتهای لازم برای فعالیت تحت این شرایط را احراز نمایند. ابزار کارآمد جهت رسیدن به این قابلیتها، مدیریت دانش است. جهت غلبه بر شرایط نا مطمئن، پیچیده و پویا تنها راهی که پیش روی مدیران قرار دارد برخورداری از داشتن نیروی انسانی توانمند و کارآمد است که بنیاد ثروت و دارایی حیاتی سازمان به حساب میآیند و منافع بسیار زیادی برای کلیه مؤسسات و سازمانها خواهد داشت. جهت دست یافتن به این هدف باید با بررسی و استفاده از عوامل مؤثر در رفتار سازمانی و مطالعهی منظم (سیستماتیک) عملیات، کارها و نگرشهای افرادی که سازمان را تشکیل میدهند سعی در توانمند سازی این نیروها داشته تا از آنها به عنوان گنجی در مدیریت دانش استفاده نمود.
مدیریت اشتراک دانش امر جدیدی نیست، تمدنهای بشری از نسلی به نسل دیگر اقدام به نگهداری و انتقال دانش، برای درک گذشته و آینده، مینمودند. در محیطهای پیچیده و پویای امروزی تشنگی برای دانش، روز به روز دامنه و عمق گستردهتری مییابد. دانشی که به شدت در حال تغییر و در بیرون از سازمانها در حال انتشار است. فناوری اطلاعات و اینترنت نیز چالشهای جدیدی را در خلق، نگهداری و تسهیم دانش در مدیریت دانش به وجود آورده است (این کپن، 2009).
در این میان مبحث جو سازمان در راستای به اشتراک گذاری این دانش پویا در میان سازمانهای امروزی میتواند بسیار تعیین کننده و تاثیرگذار باشد. چه بسا عدم توجه به این عامل باعث شکست پروژههای یادگیرندگی در سازمانها و حتی سدّی در مقابل این امر بوده است و در نتیجه هیچگونه اشتراک گذاری دانش در سازمان صورت نگرفته است و سازمانها را از یک مزیت رقابتی بسیار پویا محروم داشته است. با این وصف در نگارش پایان نامه مدیریت دانش حاضر به ارائه الگويي از اثرگذاري جو سازماني بر مدیریت اشتراک دانش در سازمان پرداخته میشود و به دنبال ارائه الگويي براي اين تأثیر در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي تهران از جمله دانشگاه تهران، صنعتي شريف، اميرکبير، خواجه نصيرالدين طوسي، علم و صنعت و تربيت مدرس میباشد.
نوناکا (1994) در بیان ضرورت پژوهش و تحقیق در حیطه مدیریت دانش با توجه به جو سازمانی در دانشگاهها معتقد است که علی رغم عمومیت یافتن مدیریت دانش در عرصه تجارت و اقتصاد، هنوز در دانشگاهها، مدیریت جایگاه خود را بدست نیاورده است. در حالی که دانشگاهها با داشتن مراکز تحقیقاتی به عنوان منبع تولید دانش به حساب میآیند و باید پیشرو به کار گیری مدیریت دانش در جامعه باشند (موناكو، ۲019). به زعم مهینی (۱۳9۰) ایجاد مدیریت دانش در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضروری میباشد تا با ایجاد و نگهداری چارچوبی که همه اعضای دانشگاهها با استفاده آن به اشتراکات و استفاده از دانش برای بهره وری در آموزش، یادگیری – یاددهی و تحقیق و نیز اهدافی که آنان را قادر میسازد تا در جو سازمانی مناسب به راحتی و همزمان بتوانند به اطلاعات مورد نیاز خود در هر زمان و مکان دست یابند (مهینی، ۱۳9۰).
از آنجا که دانش به عنوان یک دارایی فردی در سازمانها مورد توجه قرار گرفته است، کارکنان از اینکه سرمایهی باارزش دانش خود را با سایر اعضای سازمان به اشتراک بگذارند میهراسند زیرا فکر میکنند که مزایای حاصل از آن را دست میدهند. بنابراین ممکن است تضادی میان دارایی دانش فردی و دانش گروهی در یک سازمان وجود داشته باشد.
یافتههای پژوهش لوپز و همکاران[4] (2004) نشان دهنده آن است که مهم ترین عامل بر فرایند مدیریت دانش، نیروی انسانی توانمند و یادگیری سازمانی است و مهمترین راهکار توانمند سازی نیروی انسانی را مهارت آموزی و آموزش آنها در سازمان میدانند. مهم ترین عامل برای اجرای مدیریت دانش ترکیب درستی از مشارکت انسانی و ابزارهای فناورانه است و نگرش افراد به جنبههای مختلف مدیریت دانش پیش نیاز مهمی در طرحهای مدیریت دانش است. نیازآذری و عمویی (1386)، به بررسی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران پرداخت، یافتههای پژوهش نشان داد که فناوری اطلاعاتی عامل مؤثری بر استقرار مدیریت دانش است و با توجه به فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی و نیروی انسانی، این عوامل در این پژوهش بر استقرار مدیریت دانش تأثیری نداشته اند. نتایج پژوهش منوريان (۱۳9۴) نشان میدهد که فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعاتی نیروی انسانی و آموزش بر مدیریت دانش تأثیر گذار هستند و مهم ترین عامل بر اجرای مدیریت دانش در سازمان ها عامل فرهنگی است.
بیرن و همکاران[5] (2005) طی پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین جو سازمانی و وجدان کاری با عملکرد شغلی، به این نتیجه رسیدند که وجدان کاری تنها هنگامی منجر به عملکرد بالا میشود که جو سازمانی مثبت باشد؛ زیرا افرادی که وجدان کاری بیشتری دارند، نیاز به سازمان یافتن در حد بالایی دارند و اگر جو منفی و مبهم باشد، قادر نخواهند بود وظایف خود را درست انجام دهند. دلگشایی و همکاران (1387) در طی پژوهشی با عنوان رابطه جو سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان و مدیران بیمارستانهای همدان، دریافتند که بهبود در جو سازمانی میتواند باعث افزایش تعهد کارکنان و مدیران به سازمان شود و میتواند پیوسته منجر به حفظ توانائی ها و مزایای رقابتی سازمان گردد. صادقی شهمیرزادی و عدلی (1389) به بررسی رابطه جو نظام آموزش عالی و پرورش روحیه ی کار آفرینی دانشجویان پرداختند. نتیجه این پژوهش نشان داد که بین مؤلفههای جو نظام آموزش عالی و پرورش روحیه کار آفرینی رابطه مثبتی وجود دارد و چنان چه اعضا، جو نظام آموزش عالی را بسته درک کنند تمایلی به همکاری ندارند، بی تعهدی در آنها بالا است ارتباط با مدیریت در کم ترین حد و عملکرد بر مبنای بخشنامه ها است در نتیجه از کار خلاق و نوآور خبری نیست؛ اما اگر اعضا، جو نظام آموزش عالی را باز درک کنند، روحیه گروهی بالا است و همکاری بین اعضا برای کارهای خلاق وجود دارد. سیادت و گودرزی (1384)، پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین جو سازمانی با ویژگیهای شخصیتی مدیران مدارس شهر اصفهان انجام داد، یافتههای اصلی پژوهش نشان داد که رابطه ای بین ویژگیهای شخصیتی مدیران در هر یک از ابعاد چهارگانه شخصيت ( دستوری، تحدیدی، متعهدانه، همکارانه) با جو سازمانی وجود ندارد.
دانشگاهها نیز به دنبال به دست آوردن بهترین سرمایهگذاران یعنیاساتید و دانشجویان هستند. دانشگاهها و موسسه های آموزش عالی، هم چون سایر سازمانهای درگیر در امر مدیریت دانش از یک طرف با چالشهایی هم چون فشارهای مالی، رشد سریع فناوری، نقش در حال تغییر کارکنان، ارزشهای رقابتی و در کل تغییر سریع مواجهاند و از طرف دیگر در تلاش برای دستیابی به اهداف اساسی خود یعنی آموزش، پژوهش و خدمترسانی به جامعه هستند(تان[6]،2016). برخورد صحیح با چالشها و دستیابی به اهداف تنها در صورتی امکان پذیر است که دانشگاه بتواند آگاهانه و به روشنی فرایندهای مرتبط با خلق دانش را مدیریت کند و راه حل آسانی برای پذیرش عقاید و فرایندهای مرتبط با مدیریت دانش داشته باشند(آدینه، 1390). از ظرفی مدیریت اشتراک دانش در دانشگاه، موضوع پژوهشی جدیدی است. زمانی که کارمندان دانش، مهارت ها و تخصص خود را بین اعضای سازمانی توزیع و منتشر می کنند، عملکرد کارمندان بهبود می یابد و سازمان ها نوآورتر می شوند. در این زمینه، مدیریت دانش کارمندان به صورت کارآمد و موثر برای موفقیت سازمان، لازم و ضروری است. امروزه، سازمان های متعددی در سایر بخش ها مزایا و منافع اشتراک دانش را درک کرده اند. مدیریت اشتراک دانش در این بخش ها برای تحقق اهداف موردنظر سازمان ها توسعه یافته است(احمد[7] و همکاران، 2018).
دانشگاهیان به عنوان رهبران فکری برای توسعه جامعه در نظر گرفته می شوند. وظایف اولیه و اساسی آن ها عبارت است از: آموزش، یادگیری و انتشار. با این حال، مطالعات قبلی بیان می کنند که دانشگاهیان خاص هستند، تمایلی به انتشار و اشتراک دانش ندارند و به جای دستیابی به اهداف دانشگاه ها، به موفقیت فردی خود توجه می کنند (الکردی[8] و همکاران، 2018؛ چارباند و نویمیپور[9]، 2018). این معضلی برای مدیریت و اشتراک دانش در دانشگاه ها است. در عین حال، محققانی مانند فولوود و رولی[10] (2017) تعدادی از موانع برای اشتراک دانش در آموزش عالی را فهرست بندی کردند اما در کل، فقدان پژوهش تجربی در مورد اشتراک دانش در بخش آموزش عالی وجود دارد. بنابراین، باید درک کنیم چه عواملی می توانند بر اهداف و نیات اشتراک دانش دانشگاهیان تاثیر گذارند در نتیجه می توان اقدامات اشتراک گذاری و مدیریت دانش دانشگاه ها و قابلیت نوآوری را بهبود بخشید.
این تحقیق تلاش دارد الگویی بین جو سازمانیو متغیرهای مدیریت اشتراک دانش (مشارکت کارکنان در مدیریت دانش، نگرش مدیریت دانش، رضایت از مدیریت دانش)، در دانشگاهيان آموزش عالي ارائه کند.
3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق
داونپورت و پروساک[11] (1998) اعتقاد دارد که مدیریت دانش در سازمانهای پیشرو به ایجاد فرهنگ اشتراک دانش میان کارکنان کمک میکند و با تبدیل سرمایههای انسانی به داراییهای فکری سازمان یافته برای سازمان ایجاد ارزش میکند (داونپورت و پروساک، 1998). پیشرفتهای گوناگونی هم که در دهههای اخیر در سازمان و محیط پیرامون آن حاصل شد، مدیران را با کثرت فرایندها و تغییرات سازمانی مواجه ساخت. بخش عظیمی از این تغییرات به منظور بهبود عملکرد، افزایش رقابت و احتمال بقای سازمان بر توسعه و کاربرد سرمایههای فکری و رشد شایستگیهای اساسی متمرکز شد (گادبوت[12]، ۲۰۰۰). مدیریت دانش، کلیه فعالیتهای لازم برای هماهنگ سازی محیطی که در آن، کارکنان به استفاده و به کارگیری، توسعه، به اشتراک گذاری، ترکیب و تثبیت دانش مرتبط با کارهای خود دعوت شده و این امر به گونه ای برای آنها تسهیل گردد که خواسته ها و تمایلات فردی و جمعی خود را تحقق بخشند (اخگر، ۱۳9۹). به عبارتی مدیریت دانش به منزله چالش کشف داناییهای فردی و تبدیل آن به یک موضوع اطلاعاتی است به نحوی که بتوان آن را در پایگاههای اطلاعاتی ذخیره کرد، با دیگران مبادله نمود و در فرایند کارهای روزمره به کار گرفت. مدیریت دانش موضوع مهمی است، زیرا به مهم ترین سرمایه ارزشمند سازمانی یعنی سرمایه فکری مربوط میشود (ارشاد و منجمزاده، 1387). در واقع، مدیریت دانش حرفهای است که سازمان را قادر به شناسایی، حفاظت و حفظ دانش و مهارتهای حیاتی، ساخت و به روز رسانی دانش انتقادی و مهارتها در زمان عمل، تبادل و انتقال دانش، ثبات اعمال در عملیات سازمان میسازد، دانش یک دارایی مهم و تعیین کننده در سازمان است (جان، ۲۰۱۱). عملکردهای مدیریت دانش شامل:
- اكتساب دانش: فرایند اکتساب دانش برای پاسخ گویی به نیازهای فعلی و قابل پیش بینی آینده و تحقق اثربخش هدف ها ضروری است؛
- اشاعه یا به اشتراک گذاری دانش: اصطلاح دیگری که پژوهشگران برای فرآیند اشاعه” به کار برده اند، توزیع یا سهیم سازی دانش است. فرآیند اشاعه عبارت است از توزیع دانش تا نقاط فعاليت و حتی فراتر از آن، به بیرون از سازمان است؛ به عبارت دیگر، انتقال دانش سازمانی، به هر شخصی که نیاز دارد؛
- کاربست: کاربست یا اعمال قدرت دانش آخرین فرایند مدیریت دانش است؛ اما از دیدگاه اكثر پژوهشگران از جمله فیفر و سوتن مهم ترین فرایند هم میباشد. اگر دانش تبدیل به عمل نشود و فعالیتهای سازمانی بر اساس دانش سازمان نباشد همه فعالیت ها و فرایندهای مدیریت دانش عقیم و بی ثمر است (عدلی، ۱۳9۳).
مدیریت دانش در آموزش عالی حسی متعالی از جمله ترکیب قدرتمند درک و دریافت خوب، دانش چگونگی عملی و احساسی برای آنچه که ممکن است به عنوان سرمایه ای ضروری بر اثربخشی مدیریت دانش در مؤسسههای آموزش عالی، عالی ترین تفسير را به همراه داشته باشد را ایجاد میکند. مدیریت دانش در آموزش عالی از طریق ایجاد چارچوبی جهت درک و فهم چگونگی ارزیابی مناسب به مخاطبان این نظام کمک میکند (كومار و کومار[13]، 2005). در حالی که مفهوم مدیریت دانش ممکن است یک موضوع جدید باشد، مؤسسههای آموزش عالی به ایجاد و انتشار دانش پرداختند که از زمان تأسیس آنها به واسطه تحقیق و تدریس ایجاد و تولید شده است. فعالیت اعضای هیأت علمی در جهت انتقال دانش و اطلاعات در درون دانشگاه و بیرون از آن به واسطه ارتباطات آنها صورت میگیرد. این سؤال مطرح است که دلیل اهمیت یافتن مدیریت دانش در آموزش عالی چیست؟ (کيدول و همکاران[14]، 2000) چنین بیان میکند که استفاده از روش ها و فناوریهای مدیریت دانش در آموزش عالی از اهمیت یکسان و یا حتی بیشتر در بخشهای مشابه برخوردار است (کیدول و همکاران، 2000). از سوی دیگر مؤسسههای آموزش عالی و دانشگاهها هر روز شاهد افزایش رقابت دانشجویان و منابع مختلف هستند. استعداد اعضای هیأت علمی و کیفیت پژوهشهای آنان در مؤسسههای آموزش عالی، به عنوان مهمترین عامل در جذب دانشجویان و کسب منابع در مؤسسههای آموزشی، مطرح است. مدیریت دانش انتشار و انتقال دانش موجود و ایجاد و تولید دانش جدید را که شامل همکاریهای مربوط به رشتههای مختلف علمی را تسهیل میکند. استفاده بالقوه از مدیریت دانش در آموزش عالی در بر گیرنده ایجاد منابع و مخازن تخصصی و علمی و مورد علاقه با قابلیت دستیابی عمومی به منظور پیشرفت و ترقی مبادله اطلاعات است. در نهایت اینکه، استفاده از مدیریت دانش به طور سیستماتیک و جهت ایجاد کانال ها و فرصت هایی برای انتقال دانش به نگهداری و انتشار دانش پنهان در دانشگاه ها کمک خواهد کرد (استین[15]، 2004).
صاحبنظران مدیریت تلاش میکنند دریابند چگونه منابع دانش به صورت مؤثری گردآوری و مدیریت شود تا بتوان به عنوان مزیتی رقابتی از آن استفاده نمود. دانشگاهها از جمله اصلیترین مراکز تولید و اشاعه دانش محسوب میشوند و نقش حیاتی در پیشبرد سطح علمی جامعه دارند. استفاده مؤثر از مدیریت دانش میتواند منافع اقتصادی را نیز برای دانشگاهها به دنبال داشته باشند. از جمله منابع در آمد زایی دانشگاهها میتوان به فروش محصولات مانند مقالات و تالیفات و همچنین جذب دانشجو اشاره کرد. سطح علمی دانشگاه تأثیر مستقیم بر میزان اشتیاق دانشجویان برای تحصیل در آن دانشگاه دارد.
این مساله در بسیاری از کشورهای دنیا به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. تا جایی که کشوری مانند مالزی یکی از آرزوهای دولتش را قرار گرفتن در جایگاه برترین مرکز تحصیل بین المللی در منطقه آسیا بیان میکند و به این منظور فشارهای زیادی را به دانشگاهها برای افزایش کیفیت آموزش و سطح علمی آنها وارد میکند. به گفته خود دولت مالزی یکی از راهکارهای اساسی که دولت برای رسیدن به این هدف در پیش گرفته است، افزایش کارایی دانشگاهها به وسیله پیاده سازی و کاربرد سیستم مدیریت دانش است (موهدغزلی و همکاران[16]، 2007).
در متون مدیریت دانش، به جز منافع اقتصادی مزایای بسیار دیگری نیز برای کاربرد مدیریت دانش در دانشگاهها بیان شده است. هر چند به علت نوظهور بودن بحث مدیریت دانش، ضرورت تحقیق و پژوهش بیشتر در این زمینه حس میشود.
از نظر گوپتا و همکاران[17] (2004)، در سناریوی جدید تغییر تکنولوژی که همه روزه فناوریهای نوین ظهور پیدا میکنند، مدیریت دانش تنها ابزاریست که سازمان را در محیط رقابتی میتواند پا برجا نگاه دارد. مدیریت دانش ابزار قدرتمندی برای خلق و مهندسی مجدد جنبههای مختلف فعالیتهای سازمان است. مزایای مدیریت دانش را درمحیط آموزشی نمیتوان نادیده گرفت چرا که دانش در جنبههای مختلف زندگی ما به سرعت رشد میکند و انتشار این اطلاعات برای متخصصین مربوطه بدون بهره جویی از تکنولوژیهای نوظهور مشکل است. کاربرد مدیریت دانش تنها راه حل برای فراهم آوری، حفظ، اصلاح و بازیابی مؤثر اطلاعات و دانش است.
اغلب صاحبنظران آموزش عالی امروزه معتقدند دانشگاهها به عنوان اصلیترین نهاد اشاعه دهنده فرآیند آموزش و یادگیری در جامعه به منظور مقابله با چالشهای هزاره جدید نیازمند، ایجاد فرهنگ تسهیم دانش و بهره گیری از راهبرد کارآمد مدیریت دانش هستند. برای نیل به این هدف نیاز است که با تقویت فرهنگ سازمانی و جو سازماني سازمان برای پیاده سازی اقدامات مدیریت دانش، سطح عملکرد آنان را در سازمان بهبود دهیم.
ایجاد مدیریت دانش در دانشگاه و مراکز آموزش عالی ضروری است تا با ایجاد و نگهداری چارچوبی که همه اعضای دانشگاهها با استفاده از آن به اشتراکات و استفاده از دانش برای بهرهوری در آموزش، یادگیری- یاددهی و تحقیق و نیز اهدافی که آنان را قادر میسازد تا در جو سازمانی مناسب به راحتی و همزمان بتوانند به اطلاعات مورد نیاز خود در هر زمان و مکان دست یابند(مهینی، 1380). مدیریت اشتراک دانش در سازمانهای پیشرو به ایجاد فرهنگ اشتراک دانش میان کارکنان کمک میکند و با تبدیل سرمایههای انسانی به داراییهای فکری سازمان یافته برای سازمان ایجاد ارزش میکنند(دانپورت و پروساک، 2009). مدیریت اشتراک دانش منجر به کشف دانایی فردی و تبدیل آن به یک موضوع اطلاعاتی است به نحوی که بتوان آن را در پایگاههای اطلاعاتی ذخیره کرد، با دیگران مبادله نمود و در فرایند کارهای روزمره به کار گرفت(منجم زاده ، 1387). جو سازمانی در دانشگاه نیز کیفیت نسبتا پایدار محیط آموزشی است که حاصل تلاش، کوشش، روابط و کنشهای متقابل میان گروههای درونی دانشگاهها، مسئولان، اساتید، کارکنان و دانشجویان بوده و حاصل نهایی این تعاملات شکل گیری ارزشها، اعتقادات و موازین اجتماعی نظام دانشگاه است(ثناگو، 1391). همانطور که در قبل ذکر شد پایههای اصلی ایجاد و اجرای مدیریت دانش در سازمان آماده سازی جو سازماني سازمان برای تحقق بخشیدن به اهداف اصلی مدیریت دانش که شامل خلق و شناسایی، ذخیره سازی و به اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان میباشد. با این وصف در این تحقیق به ارائه الگوي اثرگذاري جو سازماني سازمان بر نتایج حاصل از اقدامات مدیریت دانش در دانشگاههای تهران، صنعتي شريف، اميرکبير، خواجه نصيرالدين طوسي، علم و صنعت و تربيت مدرس پرداخته میشود که با توجه به فني و مهندسي بودن اين دانشگاه ها و لزوم اشتراک دانش بين دانشگاهيان جهت ارائه اختراعات و نتايج و تحقيقات علمي معتبر، بيشتر احساس میشود.
4-1-اهداف تحقیق
هدف اصلي:
ارائه الگو اثرگذاري جو سازماني در مديريت اشتراک در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههاي فني مهندسي دولتي استان تهران.
اهداف فرعي:
1-شناسايي مولفههای اثرگذار جو سازماني بر مديريت اشتراک دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.
2-سنجش تأثیر نگرش کارکنان به مدیریت اشتراک دانش بر مشارکت آنها در فرآیند مدیریت دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.
3-سنجش تأثیر مشارکت کارکنان در فرآیند مدیریت اشتراک دانش بر رضایت کارکنان از مدیریت دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.
4-سنجش تأثیر مشارکت کارکنان در فرآیند مدیریت اشتراک دانش بر عملکرد شغلی آنان در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.
5-1-سوالات تحقیق
سوال اصلي
الگو اثرگذاري جو سازماني در مديريت اشتراک دانش ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران به چه شکل است؟
سوالات فرعي
- مولفههای اثرگذار جو سازماني بر مديريت اشتراک دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.کدامند؟
- تأثیر نگرش کارکنان به مدیریت اشتراک دانش بر مشارکت آنها در فرآیند مدیریت دانش در ميان دانشگاهيان آموزش عالي در دانشگاههای فني مهندسي دولتي استان تهران.به چه ميزان است؟
- تأثیر مشارکت کارکنان در فرآیند مدیریت اشتراک دانش بر رضایت کارکنان از مدیریت دانش در دانشگاه¬هاي تهران، صنعتي شريف، اميرکبير، خواجه نصيرالدين طوسي، علم و صنعت و تربيت مدرس به چه ميزان است؟
- تأثیر مشارکت کارکنان در فرآیند مدیریت اشتراک دانش بر عملکرد شغلی آنان در دانشگاه¬هاي تهران، صنعتي شريف، اميرکبير، خواجه نصيرالدين طوسي، علم و صنعت و تربيت مدرس به چه ميزان است؟
6-1- تعریف متغیرهای تحقیق
مدیریت اشتراک دانش: مدیریت اشتراک دانش شامل همهی روشهایی است که سازمان، داراییهای دانش خود را اداره میکند که شامل چگونگی جمع آوری، ذخیره سازی، انتقال، بکار گیری، به روز سازی و ایجاد دانش است (رابیتز و وایک راماسینق، 2017) و در این تحقیق شامل موارد ذیل میباشد:
- نگرش مدیریت دانش: ارزیابی روانشناسی فرد نسبت به مدیریت دانش سازمانی در رابطه با ارزشها و منافع خوشایند و مزایا و ویژگیهای لذت بخش میباشد (آجزن[18]، 2001).
- مشارکت در مدیریت دانش: حدی از ادراک فرد در سازمان از مدیریت دانش که باعث شود در فعالیتهای مربوط به مدیریت دانش سازمان مشارکت کنند (کولکارنی، 2017). در این تحقیق با شاخصهای ذخیره سازی دانش، کاربرد دانش و به اشتراک گذاشتن دانش سنجیده میشود.
- رضایت از مدیریت دانش: ارزیابی ادراک افراد سازمان از نتایج حاصل از مدیریت دانش با توجه به کافی بودن و دسترسی به دانش برای انجام وظایف در سازمان میباشد (بکرا فرانندز و سابهروال، 2010).
جو سازماني: شامل درک فرد از روشها، سیاستها و رفتارها در سازمان میباشد (ویکتور و کولن[19]، 1987).
لازم به ذکر است با توجه به اینکه پژوهش حاضر کیفی است و از پرسشنامه استفاده نمیکند، تعریف عملیاتی ندارد.
7-1- خلاصه فصل
در فصل اول پژوهش در ابتدا به بیان مقدمه، بیان مساله و اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته شد. در ادامه اهداف و سوالات تحقیق بر اساس چارچوب نظری مطرح شده در بیان مساله تحقیق پرداخته بیان شده است. در انتهای فصل به تعریف نظری متغیرهای تحقیق شامل مدیریت اشتراک دانش و جو سازمانی پرداخته شد.
[1] Bhatt
[2] Townley
[3] Malhotra
[4] López et al.
[5] Byrne et al.
[6] Tun
[7] Ahmed
[8] Al-Kurdi
[9] Charband & Navimipour
[10] Fullwood, R. and Rowley, J.
[11] Davenport & Prusak
[12] Godbout
[13] Kumar, A., & Kumar
[14] Kidwell et al.
[15] Steyn
[16] Mohd Ghazali et al.
[17] Gupta et al.
[18] Ajzen
[19] Victor & Cullen



بدون دیدگاه