نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي
نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي حاضر در سال 87 در دانشگاه علامه صورت گرفته است. علاقه مندان به نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي می توانند با ذکر منبع از این نمونه در نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي خود استفاده نمایند.
در صورت نیاز به مشاوره در زمینه نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعی با ما درارتباط باشید.
نتیجهگیری
مرکز قرنطینه سازمان بهزیستی تحت عنوان کم وحشتتر «خانه موقت کودکان و نوجوانان»، محل اسکان موقت کودکان و نوجوانانی است که به هر دلیلی فاقد سرپرست، یا سرپرستی موثر میباشند. ظرفیت نگهداری این مرکز متغیر و تا سقف 30 نفر میباشد. مدت اقامت از 21 روز تا چندین ماه (5 الی 6 ماه) میباشد. با توجه به این که دختران نوجوان ساکن در مرکز قرنطینه به عنوان مشتریان و مصرفکنندگان اصلی خدمات هستند بنابراین این نکته حائز اهمیت است که بهتر است به نظرات، نیازها و انتظارات آنها توجه خاص مبذول گرد. چرا که طبق نظریات مطرح شده (تئوری جوران و دمینگ)، تنها اصل مسلم دستیابی به موفقیت، رضایت و ارتقای سطح کیفی زندگی و مشارکت مستقیم دریافتکنندگان خدمات میباشد. همان طور که ملاحظه شد، مهمترین مسائل تأثیرگذار بر برآورده ساختن انتظارات دختران ساکن در مرکز قرنطینه، عوامل غیرماد هستند، هر چند که عوامل مادی هم دارای اهمیت هستند. اما آن چه اکثر شرکتکنندگان در مصاحبه، در بیان انتظارات خود از مرکز از آن یاد کردند، عوامل غیرمادی است.
همچنین با توجه به مدت طولانی اقامت توجه به نیازها، خواستها و انتظارت از ضروریات اهداف این مرکز قلمداد خواهد شد. بویژه در رابطه با دختران نوجوان که علاوه بر بحران از دست دادن خانه و خانوادهشان، با بحران نوجوانی هم همراه هستند، بنابراین محیط زندگی و افرادی که در طول این چند ماه با آنها در ارتباط هستند حائز اهمیت میباشد.
مهمترین نکتهای که دختران شرکتکننده در مصاحبه با بیشترین تأکید روی آن صحه گذاشتند نحوة برخورد و ارتباط با مربیان مرکز بود، نتایج حاصل از مصاحبه با 31 نفر از دختران نوجوان مرکز نشان می دهد که استفاده از نیروهای کارآمد و متخصص که به شیوة کار و تربیت کودک و نوجوانان آگاهی داشته باشد، استفاده از نیروهای تحصیلکرده و جوان به صورت طرحی و حفظ این نیروها و نگه داشتن نیروهای زبده و ماهر در سازمان بهزیستی از اقدامات مهم در راستای بهبود کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ساکن در مرکز خواهد بود. از آن جایی که حتی لحظات کوچکی از زندگی میتواند تأثیر بسزایی را درسراسر زندگی افراد داشته باشد و از آن جا که مربیان الگو، حامی و آموزگار نیز هستند و در عین حال میبایست تصویر محو و مبهمی از مادر نداشته و داشتة این کودکان ارائه دهند بنا بر این ارتباط مناسب این مادران موقت با کودکان و نوجوانان موقتشان نیاز به آموزشهای به روز توأم با تکنیکها و روش های مبتنی بر روانشناسی کودک و توجه به نیازها و انتظارات خاص کودکان و نوجوانان دارد. مهمترین عامل موثر بر شادکامی ارتباط موفقیت آمیز با دیگران است.
طی مصاحبات انجام شده این نتیجه حاصل شد که معیارهای موردانتظار و تقاضای نوجوانان این مرکز در رابطه با مربی خوب بیش از همه با تکیه بر محبت و توجه به نیازهای کودکان و نوجوانان از سوی مربیان و مسئولین محترم مرکز مطرح شد. نوجوانان نیاز دارند مورد احترام، اعتماد و حمایت واقع شوند، در صورتی که احساس کنند برای مربی مهم است و نگاه مسئولین به او نه در حد یک ارباب رجوع موقت بلکه به عنوان عضوی از پیکره جامعة آینده میباشد از امنیت روانی بیشتری برخوردار بوده و فشار و استرس روانی کمتری را تحمل خواهد کرد. کودکان و نوجوانان این مرکز در بدو ورودشان به سازمان دچار بحران روحی هستند و در این میان نقش مددکار واسطه بین موقعیت و حوادث پیش رو و همچنین کودک و نوجوانی است که دچرا بحران شده است. مددکار میبایست به فرد و سیستمهای حمایتی افراد او، آگاهی دهد تا با دید روشنتری به مسائل نگاه کنند. در حقیقت مددکار زبان گویای کسانی است برای بیان یک سری از واقعیتهایی که بیصدا و فراموش هستند. مددکار با ایجاد هماهنگی بین موسسه و مخاطبین دریافت خدمت (در این جا کودکان و نوجوانان) راه را برای رفع مشکلات و تسهیل در امور جاری و باقی هموار میسازد.
منشأ بحران در گذشته است که با وقوع حادثهای بروز می کند، بحران، توانایی مقابله با مسائل را، حتی مسائل و مشکلاتی که فرد قبلاً از عهدة آن برمی آمده است از وی میگیرد.
همچنین مددکار واسط بین این کودکان و نوجوان و مربیان مرکز بوده و میتواند ارتباط بین آنها را هموار سازد. چرا که روابط ضعیف منبع فشار روانی بوده و روابط خوب کانونی برای رشد و شکوفایی خواهد بود. به طور خلاصه با نظر به نیازهای حمایتی خاص هر یک از گروههای این کودکان و نوجوانان، مراقبت شبانهروزی از آنها قطعاً نیاز به تخصص دارد و لذا این مراقبت لزوماً امری تخصصی است و افرادی که مستقیماً با فرزندان در ارتباط هستند، مربیان میباشند و آنها میتوانند فرزندانی شایسته تربیت کنند و محیطی آرام و مناسب فراهم آورند. مربیانی در این امر موفق میباشند که : آشنایی کامل به مسایل تربیتی داشته باشند، علاقمند به فرزندان شبانهروزی باشند، دارای برخورد و رفتار مناسب اجتماعی باشند و با آنها ارتباط عاطفی خوب و سالمی برقرار کنند. پس از آن که این کودکان و نوجوانان وارد این مرکز شدند، برنامهریزی مناسب برای اوقات فراغت آنها ضرورت مییابد. توجه به محیط زندگی، ارتباطات میان فردی و فعالیتهای انجام شده در طول شبانهروز، مانع یکنواختی محیط و همچنین مانع فرار نوجوانان خسته از مرکز میشود. در بین این کودکان کسانی هستند که نیاز به مساعدت بیشتری در زمینه اصلا ویژگیهای رفتاری و اخلاقی خود دارند و بافت خانوادگی، فرهنگیشان منجر به بروز رفتارهای ویژهای میگردد، همچنین بعضی از این نوجوانان هم از مراکز مداخله در بحران و خانههای سلامت به مرکز انتقال مییابند، عدم توجه به نیازهای آن ها و برخورد و برنامهریزی مناسب در رابطه با اوقات فراغت آنها، سبب ایجاد ناامنی وبروز حوادثی ناخواسته میگردد. با توجه به این که این نوجوانان تا زمان اقامت خود در مرکز قرنطینه به مدرسه نمیروند، اختصاص دادن ساعاتی از روز به آموزشهای درسی و در واقع تبدیل کردن مرکز در اوقاتی از روز به مدرسه، مانع از جا ماندن این دانشآموزان از روند تحصیلی خود میگردد. همچنین آموزشهای غیردرسی شامل آموزشهای هنری، برگزار جلسات مهارتهای زندگی و مهارتهای اجتماعی در طول چند ماه اقامت میتواند مفید فایده واقع شود، همچنین این کودکان و نوجوانان هم با توجه به شرایط ترخیص خود (بازگشت به خانواده یا ورود به شبانهروزی) با یادگیری مهارتهای موردنیاز، زندگی مرتفعتری را ادامه دهند.
همچنین با توجه به این که ردههای متفاوتی در کنار هم زندگی میکنند، با برنامهریزی مناسب در رابطه با اوقات فراغت آنها میتوان از بروز مشاجره و رفتارهای پرخاشگرانه کودکان نسبت به هم جلوگیری کرد.
حال که فرصتی خواسته یا ناخواسته برای حضور این کودکان و نوجوانان در این مرکز پیش آمده است میتوان با طرح و نقشه مناسب و متناسب با نیازها و انتظارات آنها، و نیز با داشتن دید تخصصی و حرفهای و خلاقانه، از فرصت پیش آمده استفاده کرده و محیط رضایت بخشتری را برای این کودکان و نوجوانان فراهم کرد.
ایجاد فضای رضایت بخش با مشارکت دریافتکنندگان اصلی خدمت موفقیتآمیزتر خواهد بود. میزان مشارکت داوطلبانه در کارها از نمودهای جامعهپذیری کودکان و نوجوانان است. این که فرد از محیط فعالیت و زندگی خود لذت ببرد، مورد احترام بوده و روابط صمیمانهای با دیگران داشته باشد، منجر به ایجاد حس رضایت در وی میگردد. همچنین داشتن سرگرمی مناسب فعال بودن و تخلیه انرژی قدرت سازگاری و افزایش میدهد. کودکان و نوجوانان با مشارکت در فعالیتهای مربوط به خود، احساس تسلط بیشتری به زندگی خود داشته، آرامش بیشتری نیز بر محیط ساطع میگردد.
یکی دیگر از مسائل مورد اهمیت همچنین تغییر محل شبانهروزیها و انتقال کودکان از یک مرکز به مراکز دیگر است برخی از این موارد برای تنبیه کودک خطاکار و برخی نیز به دلایل منحل شدن مرکز میباشد. این تغییرات خود عاملی در جهت عدم ثبات و امنیت در کودک است. تغییرات مداوم محیطی به هر علتی که باشد، امکان همانندسازی با یک الگوی قابل اعتماد و ثابت را از کودک و نوجوان سلب میکند. در حالی که همانندسازی بویژه با افرادی که شخصیت باثبات و محکمی دارند موجب احساس امنیت در کودک میگردد.
پیشنهادات
1) با توجه به این که امکان ثبتنام کودکان و نوجوانان مرکز قرنطینه در مدارس وجود ندارد (به دلیل مسائل مربوط به رفت وآمد، امانت بودن بچه ها و …) و با توجه به این که برخورداری از امکانات آموزشی حق همة دانشآموزان است، پیشنهاد میگردد سازمان آموزش و پرورش معلمهای مربوط به پایههای مختلف را به صورت ثابت و معین درنظر گرفته و دانشآموزان این مرکز را از حقوق خویش بهرهمند گرداند.
2) برگزاری دورههای آموزشی ضمن خدمت توسط سازمان بهزیستی برای سرپرستان و مربیان شیفت در قالب آموزش مهارتهای زندگی و اجتماعی، آشنایی با مباحث مربوط به ویژگیهای سنی کودکان و نوجوانان.
3) استخدام نیروهای متخصص و ماهر و حرفهای بویژه برای انتساب سرپرستان مجتمعها، مددکاران اجتماعی و مربیان شیفت توسط سازمان بهزیستی و جذب نیروهای طرح جوان، علاقمند و تحصیلکرده.
4) سریع رسیدگی به پروندههای کودکان و نوجوانان پذیرش شده در مرکز قرنطینه توسط سازمان بهزیستی و جلوگیری از اقامتهای چندین ماهه به منظور حفظ امنیت روانی کودکان پذیرش شده و بازگشت دانشآموزان به مدارس، ضمن این که نگهداشتن آنها در وضعیت نابسامانی که دارند به صورت قرنطینه با شرایط محدود برای پرسنل مرکز با سختیهای بسیار همراه است.
5) برنامهریزی مناسب و جامع به منظور پر کردن اوقات فراغت این کودکان و نوجوانان با همکاری مددکار اجتماعی، روانشناس و مربیان شیفت
6) توجیه و آماده کردن کودکان و نوجوانان پذیرش شده به منظور درک شرایط پیش آمده توسط مددکاراجتماعی و روانشناس مرکز
7) اختصاص دادن فضای مناسبتر تحت عنوان مرکز قرنطینه توسط سازمان بهزیستی با فضای باز بیشتر که امکان تخلیه انرژی برای این کودکان که طول اقامتشان در مرکز (هر چه قدر که باشد) شرایط بیرون رفتن برایشان فراهم نیست، وجود داشته باشد.
پیشنهادات
1) نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي در مورد مادرانی که به دلیل عدم حمایتهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه ناچار به واگذاری فرزندان خود به سازمان بهزیستی شدهاند.
2) نگارش پایان نامه مددكاري اجتماعي در زمینه شناخت آسیبهایی که کودکان در محیط شبانهروزی به آن دچار میشوند.
3) انجام پایان نامه مددكاري اجتماعی در زمینه مقایسه بین کودکانی که از اوایل زمان تولد در بهزیستی زندگی کردهاند و کودکانی که در سنین نوجوانی وارد سیستم شدهاند.



بدون دیدگاه