نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی – نمونه نتیجه گیری

1
نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی

نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی

به منظور آموزش نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی در این بخش سعی در ارائه نتیجه گیری پایان نامه آمده داریم که در سال 88 در دانشگاه علامه به سرانجام رسیده است.

علاقه مندان به نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی می توانند با ذکر منبع از این نمونه در نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی خود استفاده نمایند.

در صورت نیاز به مشاوره در زمینه نگارش پایان نامه مطالعات فرهنگی با ما در ارتباط باشید.

نتیجه گیری:

نگارش پایان نامه حاضر با هدف نحوه تکوین هویت فرهنگی دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه در شهر تهران تدوین شده است.این دانشجویان به لحاظ ویژگی هایی چون دانشجو بودن، دوری از خانواده و شهرستانی بودن با هممشابهت دارند. زندگی در جامعه مدرن به دور از کنترل های خانوادگی و سنتی سبب شده است که با ارزش ها و هویت های جدیدی آشنا شوند. هنگامی که فرد وارد زیست جهان اجتماعی جدید می شود در تعامل با کنشگران، آگاهی های جدید کسب می کنند که این آگاهی نگاه متفاوتی به این دانشجویان می دهد و تفاوت چشمگیری بین زیست جهان سنتی و مدرن ایجاد می کند بنابراین دانشجویان در صدد ایجاد برداشت ها و تفاسیر جدیدی از واقعیت های زندگی روزمره خود برمی آیند تا به زندگی خویش معنا دهند.

 

الف) تیپ شناسی دانشجویان خوابگاهی:

دانشجویان مورد مطالعه بر اساس نوع خوابگاه و پایبندی دینی در چهار تیپ افراد مذهبی ساکن خوابگاه  دولتی، دانشجویان غیرمذهبی ساکن خوابگاه دولتی، دانشجویان مذهبی ساکن خوابگاه خصوصی و دانشجویان غیرمذهبی ساکن خوابگاه خصوصی مقوله بندی شده و مورد مطالعه قرار گرفتند.

نزد افراد تیپ اول یعنی دختران مذهبی ساکن خوابگاه دولتی تحصیلات بالا از جمله مهمترین ویژگی های یک زن ایده آل و عامل ارزشمندی و برازندگی زن است. پایبندی به اخلاقیات و مذهبی بودن نیز از دیگر ویژگی های یک زن ایده آل از دیدگاه آنان است. دانشجو بودن یعنی هویت تحصیلی، هویت اجتماعی غالب آنهاست و اکثر افراد این تیپ، خود را با آن معرفی می کنند. این تیپ با یک نظام ذهنی و عینی هماهنگ به تعریف هویت خود می پردازد وبه سبب تبعیت از یک ساختار ذهنی سنتی و مذهبی دارای چالش های هویتی و از خود بیگانگی پایینی است اما با ورود فرد به محیط جدید و رویارویی با ارزش ها و ساختارهای مدرن در معرض چالش های هویتی و آشنایی با عقاید و اصول متفاوت از ساختار ذهنی شان قرار می گیرد. در این تیپ تعلق خانوادگی و پایبندی دینی بالا بوده و این عوامل سبب استواری هویت فرهنگی و اتخاذ موضع نقادانه شده و در نتیجه افراد این تیپ عمدتا تاثیر کمتری از ارزش ها و نگرش ها و هویت های جنسیتی مدرن و مادی به ویژه در بعد اهمیت بدن و آراستگی های ظاهری می پذیرند که داده های کمی و کیفی آن را نشان می دهد. اغلب افراد این تیپ در پاسخ به سوالات پرسش نامه و مصاحبه اظهار کرده اند که آرایش غلیظ را نمی پسندند و عامل برازندگی زن را در رعایت حجاب و سادگی می دانند.

افراد تیپ دوم یعنی دختران غیرمذهبی ساکن خوابگاه دولتی از تعلق خانوادگی کمتری برخوردارند. از طرف دیگراغلب افراد این تیپ با توجه به ابعاد مختلف دینداری دارای پایبندی دینی پایینی بوده اند. افراد این تیپ تعلقی به خوابگاه ندارند و خوابگاه را صرفا بخاطر وجود دوستان هم خوابگاهی خود تحمل می کنند.حجاب و رعایت اجباری قوانین خوابگاهی از جمله عواملی است که حس تعلق به خوابگاه را در آنها پایین آورده است. اما با وجود اجبار به زندگی خوابگاهی رابطه خود را با دوستان خوابگاهی صمیمی توصیف کرده اند. در ترسیم ویژگی های زن ایده ال افراد این تیپ از یک سو به ویژگی هایی چونتحصیلات عالی، شاغل بودن، استقلال و خودکفایی و مکنت مالی و از سوی دیگر به برخورداری از فضیلت های اخلاقی، آراستگی و زیبایی ظاهری اشاره کرده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این تیپ ازدختران در مواجهه با سنت قرار دارند و در این مرحله از تکوین هویت فرهنگی خود در اثر آشنایی با ارزش ها و نگرش ها و هویت های جدید به تدریج از فضای سنتی زندگی روزمرهخارج شده و در فضای نیمه سنتی و نیمه مدرن جدید،نسبت به فضای زندگی اطراف خود نگاه پرسش آمیز داشته و در دستیابی به ایده آل های خود فاصله ی زیادی را مشاهده می کنند.

تیپ سوم: دختران مذهبی ساکن خوابگاه های خصوصی: افراد این تیپ احساس تعلق زیادی به خوابگاه نمی کنند و ترجیح می دهند دوران زندگی خوابگاهی زودترسپری شود. اکثر آنها اختلاف عقیدتی را عامل فاصله گرفتن و عدم صمیمیت با هم اتاقی های خود دانسته اند و ترجیح می دهند تا حد امکان خوابگاهی بودن خود را پنهان کنند چون معتقدند در جامعه ذهنیت خوبی نسبت به زندگی در خوابگاه وجود ندارد. با این حال غالب افراد این تیپ معتقد بودند که به ایده آل هایشان رسیده اند.هویت فرهنگی افراد این تیپ ترکیبی از هویت های مدرن و هویت های سنتی و دینی است. این دختران ضمن پذیرفتن برخی از ارزش ها و هویت های مدرن همچون اهمیت تحصیلات عالی و استقلال مالی برای یک زن، برای نقش های سنتی زن همچون کدبانوگری، همسر داری و مادری اهمیت بالایی قایل بوده اند.

افرادتیپ چهارم که شامل دختران غیرمذهبی ساکن خوابگاه های خصوصی بودند ابایی از ابراز زندگی خوابگاهی ندارند. اما صمیمیت و احساس تعلق اغلب آنها با معاشران هم خوابگاهی شان پایین بوده و نسبت به آنها بی اعتماد هستند. همچنین تعلق خانوادگی درآنها پایین بوده و معمولا با یکی از افراد خانواده خود مشکل دارند.

افراد این گروه پذیرش بیشتری در مقابل ارزش ها و نگرش ها و هویت های مدرن داشته و فرد گرایی بیشتری در آنها وجود داشته و غالب آنها برای تعریف هویت خودبه توانایی ها و ویژگی های فردی خود توجهکرده اند.به علاوه به دلیل پایین بودن تعلقات خانوادگی و تعلق کمتر به معاشران و حضور داشتن در فضاهای خصوصی کمتر با عقاید و نظرات مخالف که موجب چالش های هویتی و از خودبیگانگی می شود، مواجهند و اظهار کرده اند که به ایده آل های خود که عمدتا به شخص خودشان مربوط است به میزان بالایی دست یافته اند.این افراد در تعریف زن برازنده بیشتر به ویژگی فردی او همچون مسئولیت پذیری، زیبایی و آراستگی ظاهری،شجاعت و استقلال مالی اشاره کرده اند. در این تیپ افراد کمترین میزان پایبندی دینی و بیشترین میزان توجه به ارزش ها و نگرش های مادی و خود آرایی دیده می شود.

طبق نظریه برگر افراد همواره در زيست‏جهان‏هايي كم‏وبيش يكپارچه زيسته‏اند. به رغم وجود تفاوت‏هاي ميان بخش‏هاي گوناگون زندگي اجتماعي در جوامع پيشين، آن‏ها از طريق نوعي نظم معنايي يكپارچه-ساز(معمولاً نظم دینی) كه همة بخش‏هاي متفاوت جامعه را در برمي گرفت به «يكپارچكي» می رسیدند. امّا در جامعة شدیداً تقسیم‌شده مدرن، بخش‏ هاي گوناگون زندگي روزمرة افراد آنان را به جهان‏ هاي معنايي و تجربي كاملاً متفاوت و غالباً ناسازگار مرتبط مي‏ كنند. اين بخش‏ بندي (چندگانه شدن) نه تنها در سطح رفتار اجتماعي و عینی ملموس بلكه در سطح آگاهي(هویت) نیز نمود دارد و بعد بنیادی اين چندگانه شدن، بروز دوگانگي در عرصه ‏هاي عمومي و خصوصي است (برگر و دیگران، 1381 :73).

فرد در جامعة مدرن معمولاً از وجود نوعي دوگانگي شديد بين جهان زندگي خصوصي خود و جهان نهادهاي عمومي كه از طريق نقش‏هاي گوناگونش با آن‏ها پيوند دارد آگاه است. با اين ‏حال در درون هر کدام از اين دو حوزه نيز چندگانگي وجود دارد. انسان در پيوند با اين دو جهان، جابه‏جايي بين زيست‏جهان‏هاي مختلف را تجربه مي‏كند (برگر و دیگران، 74:1381). در قلمرو عمومی اقتصاد، توسط حرفه های مبتنی بر تکنولوژی،زیست جهان های گوناگونیساخته شده كه هرچند هم برای افراد بيگانه، و نامفهوم‏ باشد آنها مجبورند که همزمان، با تعدادي از اين جهان‏هاي بخش‏بندي‌شده (و تکه تکه) ارتباط برقرار كنند. در قلمرو خصوصي نيز علی رغم تلاش فرد برای حفظ یکپارچگی نظم معنایی و زیست جهان خود، او به دلایل متعدد مانند ازدواج، مهاجرت و حتی تمایل به زندگی خصوصی، از جهان مانوس خود فاصله می گیرد و با این چندگانگي ها مواجه می شود(برگر و دیگران، 1381: -5-74).

برگر معتقد است مدرنیته و پیامدهای آن (از جمله شهرنشینی مدرن)فرآيند چندگانه شدنِ هر دو قلمرو عمومي و خصوصي را گسترش داده است، از این رو مدرنیته تنها به معنای مدرنیزاسیون، توسعة شهرها و گسترش نهادهاي مدنی نيست، بلكه فرايندي است در سطح آگاهي و هویت انسان ها را نیز دستخوش دگرگونی و چندگانگی می سازد. اما برخی افراد می توانند این وضعیت را مدیریت کنند و با ذخیره معرفتی]تربیتی یا دینی[خود از مسیرهای معمول و موجود زندگی آگاه شده و به چندگانگي مسیرزندگي خويش سامان بخشند (همان: 79).

هویّت مدرن از منظر برگر قابل تغییر است زیرا حتا در بزرگسالی هم باز و ناتمام است و به سبب تعدد و تکثر و چندگانگی جهان های اجتماعی تفکیک شدهاست و از آن جا که در اثر تجربه ها و اطلاعات جدید، مدام در معرض بازاندیشی و بازتعریف قرار می گیرد بازاندیشانه است و فردیت یافته است چون فرد در انتخاب و تغییر و بازتعریف آن آزاد است(همان:85).

فروپاشي جهان یکپارچه سنتی باعث شده که فرد عمدتاً «در مخالفت با نقش‏هاي نهاديني كه تاكنون از طريق آنها خود را در جامعه بيان مي‏كرد،‏ به باز تعريف هويّت و اعتبار ذاتي آن بپردازد. زیرا در شرایط زندگی مدرن روابط دوجانبه بين فرد و جامعه و بين هويّت ذهني و هويّت عيني از طريق نقش‏ها، به صورتي منازعه‏آميز، به تجربه درمي‏آيد و نهادها ديگر «مأوا»يي براي «خودِ» فرد نيستند. بلكه به جاي آن، به واقعيّت‏هايي سركوب گر كه «خودِ» فرد را تحريف مي‏كنند و بيگانه مي‏سازند، بدل مي‏شوند. نقش‏ها زين پس به «خود» فعليّت نمي‏بخشند، بلكه همچون «حجاب وهم»، خودِ فرد را نه تنها از ديگران، كه از آگاهي خويش نيز پنهان مي‏دارند. گويي فقط در شكاف‏هاي خالي مانده ازاشغال نهادها (به اصطلاح حوزه‏هاي خصوصي زندگي اجتماعي) است كه فرد مي‏تواند به خويشتن‏يابي يا تصريح خويش اميد بندد. در دنیای مابعد سنت،‏ هويّت واقعيّتي مشخص از نظر عيني و ذهني نيست، بلكه به نوعي جست‏وجوي غير مستقيم و دشوار تبديل مي‏شود. به نظر مي‏رسد كه انسان مدرن تقريباً محكوم به جست‏وجويي مداوم براي بازيابي خويشتن است. با درك اين نكته روشن مي‏شود كه چرا امروزه احساس «از خودبيگانگي» و نيز بحران هويّت همراه با آن، اين چنين در ميان جوانان شديد است. در واقع «جواني» به خودي خود، بيشتر به عنوان تعريفي اجتماعي تلقی می شود تا واقعيّتي زيست‏شناختي و فضايي خالي كه از اشغال ساخت‏هاي نهادي گستردة جامعة مدرن «بركنار» مانده است. به همين دليل، جواني به طور همزمان به جايگاهي براي تجربة حادترين شكل از خودبيگانگي، و نيز جست‏وجوي شديد براي كشف هويّت‏هايي مطمئن تبديل مي‏شود» (همان:101).

در مرحله اول تکوین هویت فرهنگی و دگرگونی زیست جهان اجتماعی، شخص معمولا دست به مقاومت در برابر ارزش های جدیدی که در معرض آن قرار گرفته است می زند.

بر اساس نظر برگر چنانچه فرد از ذخیره معرفتی ]تربیتی یا دینی[ برخوردار باشد می تواند این وضعیت را مدیریت کند و از مسیرهای معمول و موجود زندگی آگاه شده و به چندگانگي مسیرزندگي خويش سامان بخشد(برگر و دیگران، 1381: 79). هم از این روست که در پژوهش ما افرادی که از اعتماد بنیادی و تعلقات خانوادگی و گرایش های معنایی و دینی بالا برخودارند توانسته اند نگاهی نقادانه و تامل آمیز به هویت های موجود(اعم از سنتی و مدرن) داشته باشند. زیرا غیر عقلانیت های نهفته در سنت فرهنگ ایرانی را که به غلط به دین نسبت داده می شود و آموزه های دینی ایدئولوژیک، مردسالارانه و غیرانسانی نادرست و بنیان های مدرنیته غربی از جمله فردگرایی، مادی گرایی، مصرف زدگی، لذت جویی و خودشیفتگی را مورد ارزیابی نقادانه قرار داده و با شناسایی و ترکیب ویژگی های مطلوب سنت ایرانی و اسلامی و و یژگی های مدرن، هویت فرهنگی جدیدی را ایجاد کرده و از این طریق یکپارچگی و انسجام، هویت جدیدی را کسب کرده اند. این افراد ذهنی ساختاریافته داشتند و در زمان ورود به محیط جدید و زندگی در خوابگاه، اسیر مباحث و عقاید مطرح در این محیط ها نشدند. آنها با تکیه بر عقاید مستحکم که تا حدودی در ذهن شان نهادینه شده، به راحتی، مباحث مخالف را می شنوند و با آنها آشنا می شوند بدون آنکه عقاید خودشان درمعرض چالش قرار گیرد. این افراد هنگام بازنمایی هویت فرهنگی خود بر سنت ها تاکید می کنند هرچند با زندگی مدرن آشنایند.

گونه دیگری از هویت فرهنگی در افراد مورد مطالعه ما مربوط به دخترانی است که در جریان قرار گرفتن در زیست جهان خوابگاه و محیط جدید و مدرن شهر تهران و با توجه به آزادی و رهایی از کنترل های سنتی خانوادگی و اجتماعی،مجذوب ارزش ها و هویت مدرن شده،آنها را پذیرفته و ارزش های سنتی و دینی اجتماع خود را نفی کرده سعی می کند شبیه جامعه مدرن شود.از این رو هنگام بازنمایی هویت فرهنگی خود از فرهنگ و ارزش های مدرن بهره بیشتری می گیرد. دختران غیر مذهبی ساکن خوابگاه دولتی وارد این دوره از تکوین هویت فرهنگی شده اند. تعلقات خانوادگی و دینی در آنها کمرنگ شده و اهمیت حریم خصوصی در آنان افزایش می یابد. در این شرایط زندگی مستقل برایشان جالب می نماید.

اما حتی این افراد نیز که احتمالا دارای سرمایه ها و ذخیره معرفتی و عاطفی پایینی هستند در این مرحله از تکوین هویت فرهنگی باقی نمی مانند چون خصلت انسان مقاومت و تامل در ساختارها و هویت های موجود و بازسازی یا بازتعریف آنهاست با افزایش آگاهی ها و ذخیره معرفتی و تجربیات جدید زندگی علیرغم همگون شدن با ارزش ها و ساختارهای مدرن و مطلوب شمردن زندگی مستقل خوابگاهی، به مقابله با ارزش های ساختاری جامعه جدید می پردازند. دانشجویانی که معاشرت با هم اتاقی ها و صمیمیت با دوستان خوابگاهی را در مرحله تثبیت برای کنارگذاشتن هویت های سنتی خود انتخاب کرده بودند اکنون نگاهی منفی به وضعیت اجتماعی زندگی خوابگاهی پیدا کرده و موضعی انتقادیدر برابر آن اتخاذ می کنند در این شرایط مجددا عدم یکپارچگی و چالش های هویتی در آنها پدیدار می شود که خود زمینه پیدایش هویت های ترکیبی جدید است. هرچه اندوخته هایی چون تحصیلات در مراتب بالای دانشگاهی و استقلال شخصیتی و مالی و …در آنها بیشتر شود این مرحله زودتر در آنها بروز کرده و آسان تر می توانند به انسجام هویتی جدید دست یابند

دانشجویان غیرمذهبی ساکن خوابگاه خصوصی را به لحاظ تعاریفی که از هویت خود ارائه می دهند می توان در این مرحله از تکوین هویت فرهنگی دانست. این افراد در عین حال که ارزش های سنتی را نفی کرده و هویت ها و ارزش های مدرن را نیز به میزان زیادی پذیرفته اند در عین حال در تعریف هویت خود از توانایی ها و ویژگی های فردی خود نیز استفاده و بر چالش های هویتی خود فایق می آید .

مدیریتمشاهده نوشته ها

Avatar for مدیریت

انجام رساله دکتری انجام پایان نامه ارشد مدیریت عمران روانشناسی علوم انسانی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *